Which flag is it
Sometimes he bursts my heart with happiness and careand sometimes he is stupidand makes me disappointed or maybe I am too Scorpio too deep and maybe I want to continue my feelings and behavior were I left off many years agobutit's something new I should give it more time it's just that I don't know....
You can
You can A bird doesn't land on a branch trusting that the branch won't break, but rather trusting in its ability to fly away. You are the Bird, Life is a branch. + نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 2:54 توسط آوینا  | 
بهت
بهت از کنار غریبه ای رد شدمغریبه ای که تمامش را می شناختم + نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی ۱۴۰۳ ساعت 0:14 توسط آوینا  | 
بازسازی
بازسازی + نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن ۱۴۰۳ ساعت 22:34 توسط آوینا  | 
Feelings
Feelings اون لحظه در آن واحد فهمیدم که باید ناراحتی و حس کنی که عشقو‌ شادیم حس کنیوقتی خودت رو از هرگونه حس ناراحت کننده ای دور کنی و نخوای حسش کنی فقط حس غم و پس نمی زنی به همون‌ نسبت هم به همه ی حس های دیگه بی حس میشیهمه‌چی یا هیچی؟ + نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن ۱۴۰۳ ساعت 1:21 توسط آوینا  | 
فرار
فرار به نظرم اکثر آدما یه چیزی توی زندگیشون دارن که ازش فرار می کننبرای هر کسی نسبت به زندگی اون‌ شخص می تونه متفاوت باشه اون مجهولی که باعث فراره خودش شاید یه انرژی باشه برای جنبش اون فرد و جالبیش اینجاست که اون فرار توی هر شخص خودشو متفاوت جلوه می کنه هر کی به روش خودش سعی بر اون فرار یا تطبیق دار...
Kismet
Kismet خدا انقدر قشنگ میچینه! + نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن ۱۴۰۳ ساعت 23:53 توسط آوینا  | 
I don’t mind what happens
I don’t mind what happens هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر آرامتر از آهو بی باکتر از شیرم + نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 23:32 توسط آوینا  | 
Curse or blessing
Curse or blessing The problem is he put the bar so high + نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۴ ساعت 23:4 توسط آوینا  | 
Heartache
Heartache یکی از مشکلات من اینه که وقتی کسی که دوسش دارم و ناراحت کنم یا تند باهاش برخورد کنم چون حقش بوده، باز خودم بیشتر ناراحت میشم چون ناراحتیش ناراحتم می کنه + نوشته شده در چهارشنبه سی ام مهر ۱۴۰۴ ساعت 17:26 توسط آوینا  | 
Embarrassed
I hate hate hateee it when I'm drunk and chatting with someone, miss understand something and makes my conversation to become unintentionally flirty
Freee!
داشتم استوری و نوت دوستام و میدیدم تو اینستا که آهنگ اینا میذارن و حالشون خوب نیست اینا گفتم خدااارو شکرت که من الان نیستم تو این وضع و هیچ کسی روز و شبم و بهم نمیریزه! فقط قسمت ترسناکش اینه که من همینطوریش سخت گیر بودم و به کسی سخت میشد حس پیدا کنم از الان به بعد دیگه فقط معجزه می خواد
Unforgettable night
I supposed to be sleepy and tired but I have tons of serotonin in my body ! :) Even seeing him couldn't ruin my mood and I couldn't careless!
Avoidant
Yup I know it now you have Avoidant attachment style and it's stupid of me to think I could fix that the only person that can fix that it's you and probably with the help of your therapist!I did enoughit's unfortunate.. cause you and I could be the perfect match but I can't play games to keep you ar...
Healed and sealed
It feels great when you see you moved on, there's no one in your head and you live your lifeit feels like I'm back to myself again feeling myself doing what I want and what is good for me no headaches no mixed feelings no confusion and not caring! Literally about nothing and no onebut me!at times it...
Memories
I hate it when I can't listen to my favorite songs cause it gives me a feeling of anxiety in my stomach because of the memories that is attached to it.. cause it reminds me of all the feelings I had when I used to listen to them..
خود واقعی
داشتم فکر می کردم چقدر آدما از دور قشنگ ترن! یا متفاوت تر! وقتی بهشون نزدیک میشی و واقعیتاشون و می بینی و تفاوت رفتارشون یا حرفاشون و اون که می خواستن نشون بدن هستن و نبودن و میبینی اصلا کل ذهنیتت خراب میشه و چه حیف.. ولی اونایی هستن که هرچی بیشتر میشناسیشون به چشمت قشنگتر میان؟ اونایی که تو هر مکال...
Watch out!
می دونی یکی از چیزایی که در من rebrand شده چیه؟؟ یک بار اشتباه با من صحبت کن و رفتار کن دیگه به خاطرات می پیوندی خدا نگهدارت :)
چرا
چرا وقتی که همه چیو تموم می کنم میای کرم می ریزی؟تو که آخه آدم باشخصیتی هستی قصد اذیت کردن نداری می دونم می شناسمت من جان دلم ابلهپس چرا؟ چرا تکلیفت با خودت مشخص نیست؟ چرا انقدر همه چیو برای خودت سختش می کنی؟ چرا جفتمون و اذیت می کنی؟؟ چرا می ترسی؟ دیگه ماه پیش قصه به آخر رسید توام در دفتر و بستی خو...